img
img
img
img
img
img
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۴۰۵
نیم‌میلیون داور جوان

وقتی کودکان خودشان جایزهٔ ادبی را انتخاب می‌کنند

نیم‌میلیون داور جوان

فرض کنید در یک مدرسه، کتابخانه یا مرکز فرهنگی، چند کتاب روی میز گذاشته‌اند. بچه‌ها همه‌شان را خوانده‌اند. درباره‌شان حرف زده‌اند؛ یکی عاشق یک کتاب شده، دیگری از همان کتاب خوشش نیامده، یکی شخصیت داستان را دوست داشته و دیگری گفته پایانش اصلاً خوب نبوده.

حالا وقت رأی دادن است.

هرکس فقط یک انتخاب دارد.

این اتفاق هر سال در فرانسه، در جایزه‌ای به نام Prix des Incorruptibles، یا «جایزهٔ فسادناپذیرها»، رخ می‌دهد؛ جایزه‌ای که از سال ۱۹۸۸ برگزار می‌شود و در سال ۲۰۲۵ بیش از ۵۵۲ هزار کودک و نوجوان در آن شرکت کردند؛ از طریق بیش از ۹۲۰۰ مدرسه، کتابخانه و مرکز فرهنگی.

۵۵۲ هزار نفر برای انتخاب کتاب محبوبشان!

اما شاید خودِ عدد چندان مهم نباشد. چیزی که این جایزه را جالب می‌کند این است که بچه‌ها واقعاً در انتخاب نقش دارند.

متخصصان کتاب و آموزش، کتاب‌های مناسب هر گروه سنی را انتخاب و فهرست‌های نهایی را آماده می‌کنند. بعد کتاب‌ها به دست بچه‌ها می‌رسد. آن‌ها می‌خوانند، دربارهٔ کتاب‌ها بحث می‌کنند و در پایان رأی می‌دهند.

حتی رأی‌گیری هم شبیه یک انتخابات واقعی برگزار می‌شود: برگهٔ رأی، فهرست رأی‌دهندگان، شمارش آرا و صندوق رأی.

یعنی به بچه‌ها گفته می‌شود: این نظر شماست که اهمیت دارد.

و ماجرا بسیار فراتر از رأی دادن است

در کنار کتاب‌ها فعالیت‌های مختلفی هم وجود دارد: دفترچهٔ خواندن، مسابقهٔ تصویرگری، بازی و آزمون، نامه‌نگاری با نویسندگان و دیدار با آن‌ها.

یک برنامهٔ خیلی جالب هم هست که در آن نویسنده داستانی را فصل‌به‌فصل برای بچه‌ها می‌فرستد. بچه‌ها هر فصل را می‌خوانند و درباره‌اش نظر می‌دهند و سؤال‌هایشان را برای نویسنده می‌فرستند. بعد فصل بعدی از راه می‌رسد.

فکرش را بکنید: نوجوان فقط کتاب را نمی‌خواند؛ مدتی با نویسنده همراه می‌شود و حتی در مسیر شکل‌گیری داستان با او حرف می‌زند.

حتی بزرگ‌ترها هم می‌توانند رأی بدهند، ولی رأی آن‌ها جداگانه شمرده می‌شود. بعد می‌توان دید بچه‌ها و بزرگ‌ترها چه انتخاب‌هایی داشته‌اند.

و این خودش می‌تواند موضوع یک گفت‌وگوی خانوادگی باشد:

«تو چرا این کتاب را انتخاب کردی؟»

«من اگر جای تو بودم، آن یکی را انتخاب می‌کردم!»

شاید همین گفت‌وگوها بخشی از ارزش جایزه باشد.

روباه شنی چه؟

«Prix des Incorruptibles» بیش از سه دهه سابقه دارد و به بخشی از زندگی فرهنگی و آموزشی فرانسه تبدیل شده است. طبیعی است که «روباه شنی» در ایران هنوز در آغاز راه باشد و نتوان آن را با چنین تجربهٔ بزرگی مقایسه کرد.

اما به هیچ وجه قرار نیست کپی آن باشیم. حتی وقتی جایزه روباه شنی را طراحی کردیم هنوز جوایز مشابه را ندیده بودیم.

«روباه شنی» یک ابتکار مستقل و غیردولتی است که از دل مؤسسهٔ شهرکتاب شکل گرفته و با ارتباط و حمایت نهادهای بین‌المللی از جمله یونیسف و یونسکو، از همان ابتدا می‌تواند تجربه‌ای متفاوت را دنبال کند.

از همه مهم‌تر، «روباه شنی» مشخصاً برای نوجوانان ۱۱ تا ۱۸ سال طراحی شده است.

یعنی کسانی که دیگر دوست ندارند همیشه بزرگ‌ترها برایشان تصمیم بگیرند.

کتاب را خودشان انتخاب می‌کنند. درباره‌اش نظر می‌دهند. ممکن است با معلم، پدر و مادر یا حتی نویسنده مخالف باشند. و این بار قرار است نظرشان در انتخاب یک جایزهٔ ادبی هم اثر داشته باشد.

رأی‌گیری آنلاین هم کمک می‌کند نوجوانان بیشتری بتوانند در این تجربه شرکت کنند؛ فارغ از اینکه در تهران زندگی می‌کنند یا یک شهر کوچک، در مدرسه‌ای بزرگ درس می‌خوانند یا به کتابخانه‌ای کوچک دسترسی دارند.

شاید روباه شنی از همین‌جا شروع شود

تجربهٔ فرانسه یک ایدهٔ ساده دارد: کتاب را بخوان، درباره‌اش حرف بزن و انتخاب کن.

ما هم می‌توانیم این تجربه را در «روباه شنی» به شکل خودمان ادامه دهیم.

شاید یک نوجوان بعد از خواندن کتاب، برای خودش یادداشت کند چرا دوستش داشته. شاید با دوستش دربارهٔ آن بحث کند. شاید در خانه سر انتخاب بهترین کتاب با پدر و مادرش اختلاف نظر پیدا کند. شاید از نویسنده سؤال بپرسد. شاید حتی بعد از اعلام نتیجه، از اینکه کتاب محبوبش برنده نشده عصبانی شود!

همهٔ این‌ها بخشی از تجربهٔ خواندن است.

قرار نیست همهٔ ما یک کتاب را دوست داشته باشیم. اتفاقاً جذابیت ماجرا همین است.

«روباه شنی» می‌تواند فرصتی باشد برای اینکه نوجوانان فقط کتاب نخوانند؛ دربارهٔ کتاب‌ها حرف بزنند، سلیقهٔ خودشان را پیدا کنند و یاد بگیرند که برای انتخابشان دلیل داشته باشند.

در پایان، یک کتاب برنده می‌شود.

اما شاید اتفاق مهم‌تر این باشد که در این مسیر، چند نوجوان با یک کتاب خوب آشنا شوند، چند گفت‌وگوی خانوادگی شکل بگیرد، چند دوستی حول یک داستان به وجود بیاید و چند نفر بگویند:

«این کتاب را من انتخاب کردم.»

شاید «روباه شنی» از همین جمله شروع شود.

برچسب‌ها: